چهار سال گذشت در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.چهار سالی که به زبون 4 ساله و ب دل 40 سالپرکشیدنت داغی به دلم نشوند که هنوز دارم میسوزماونقدر که هر روز و هر ثانیه آه از نهادم بلند میشهنمی دونم چرا اما حس میکردم جدایی مون تموم شدهاما وقتی از مسجد تنها داشتم برمیگشتم خونهانگار باز ضربه کاری همیشگی تنم رو لرزوندچقـــــــــــــدر سخته باور نبودنت و بالاتر از اون باور برنگشتنتته دلم آشوبه ... ترس از نبودن توترس از برنگشتن تو ... انگار دریا دریا هم که اشک بریزمبــــ
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
هنوزم میشه قربونت رفتدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.که هیچکس جز مامانت آرومت نمیکنهیه روزایی هست که وقتی خودت دست روی دستت میکشییاد دستای مهربون مامانت میافتییه وقتایی هست قلبت تو سینه جاش تنگ میشهاینطور موقعا یعنی وجود یکی توی زندگیت لازمهحالا این لازم رو اگر نداشته باشیاین روزا کم آوردم ... دلم دستای مهربونت رو بغلت رو ...نوازشت رو میخواداین روزا حتی آرش هم زیاد ازت یاد میکنهآخه جای خالیت توی زندگیمون خیلی حس میشهچقدر به حمایتت به راهنماییهات و
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
پنجمین سالگردتجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.مامان پنج سااااااااااااال گذشتچقدر دیر گذشت چقدر نبودنت آزار دهنده است نبودنت چقدر ....
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی


چقدر مهمه
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
ششمین سالگرد جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.شش ســــــــــــــــال گذشته ... اما به نظرم شصت سال گذشته نـــــــــــه مگه نمیگن با گذر زمان آدم آروم میشه ... پس چرا هنوز قلبم از یاد آوری نبودنت میسوزه ... چرا قلبم فشرده میشه و دستم میلرزه و چشام تر میشهمامانی دلم برات تنگ شده تنگ ... اینجا خیلی کار دارم ... بابا پارسا بهم نیاز دارن وگرنه میگفتم منو ببر پیش خودت که از زمینیها خیری ندیدم ...مامان دستاتو میبوسم ... میبوسم ...میبوسم
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
مادرم تنها همدمم در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.میبینی سالهاست میری پیششو اون باهات بر نمیگرده یهو میشکنییهو خورد میشیاز ته ته دلت یه چیزی هری میریزه پاییناون روزه که درک میکنی این رفتن اومدن ها فایده ندارهبعدش هر وقت دلت تنگ میشهدیگه اون یه تیکه سنگ رو نمیخوایمیری یه گوشه کز میکنیعکسش رو بغل میکنی و فقط اشک میریزی و ریزه ریزه قرآن و فاتحه میفرستیاین مرحله خیلی سختهکندن از یک تیکه سنگ که تنها امیدته خیلی سخته
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
روز مادر سال 1398در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.باز هم روز مادر است و تو نیستیچرااااااااااااااچرااااااااااااااااااااااچراااااااااااااااااااااااااااااچرا روز مادر بی تو می رسه ؟؟چرا چرخ دوار می گرده اونم بدون تو؟چرا روزها شب می شن و شبها روز ... اما بدون تو؟؟؟؟ تو که نیستی باید دنیا بایستندنه اینکه روز مادر بیاد
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
تولدت مبارک مامانمدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.یادش بخیر سالهای سال این روز دنبال هدیه بودم برای عزیزترینمهمین روز که نه ... از روزها قبل دنبال هدیه ای بودم در خور مامانمهر سال دوست داشتم خوشحال بشی و دلت رو شاد کنمبه رسم هر سال چند روزه همش از ته دلم صدا میادبرای تولد مامان چی میخوای بخریاما قطره های اشک باز بهم دهن کجی میکنه مامان دیگه نیست و باز مثل همیشه صدای تق تق شکستن قلبم ...
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
روز مادر است و تو نیستی در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.تا وقتی بودی فقط به تو تبریک می گفتم و هدیه می خریدم و شاد بودم دلم قرار داشت که وظیفه ام رو درست و کامل انجام داده ام هر چیزی هم که می خریدم یا حتی اگر دست خالی بودم تو با روی باز پذیرایم بودی اما الان به همه تبریک گفتم همه خانم های فامیل همه دوستانم حتی به معلم پارسا اما هنوووووووووز انگار گم شده ای هست که هنوز بهش تبریک نگفتم دلم بی تو قرار ندارد که ندارد که ندارد !!!!!!!!!!! ایشالله هیچ کس فرشته ش آسمو
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
مامان گلم تولدت مبارکیادش بخیر سالهای سال این روز دنبال هدیه بودم برای عزیزترینمهمین روز که نه ... از روزها قبل دنبال هدیه ای بودم در خور مامانمهر سال دوست داشتم خوشحال بشی و دلت رو شاد کنمبه رسم هر سال چند روزه همش از ته دلم صدا میادبرای تولد مامان چی میخوای بخریاما قطره های اشک باز بهم دهن کجی میکنه مامان دیگه نیست و باز مثل همیشه صدای تق تق شکستن قلبم ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۹ ساعت 23:45 توسط شهلا
|
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی

باز هم روز مادر است و تو نیستی
چراااااااااااااا
چراااااااااااااااااااااا
چرااااااااااااااااااااااااااااا
چرا روز مادر بی تو می رسه ؟؟
چرا چرخ دوار می گرده اونم بدون تو؟
چرا روزها شب می شن و شبها روز ... اما بدون تو؟؟؟؟
تو که نیستی باید دنیا بایستند
نه اینکه روز مادر بیاد

برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی
برچسب:
نویسنده: الینا حکیمی