خرید بک لینک

مادرم پاره تنم

از وقتی رفتی یه تیکه از وجودم خالیه ... یه تیکه از قلبم کنده شده جاش هم پر نمیشه

باز نزدیک روز مادره و تو نیستی

برای کی کادو بخرم؟

برای کی خودمو لوس کنم؟

از کی قدر دانی کنم؟

مامان چهارمین ساله که روز مادر میشکنم

چهارمین ساله که روز مادره ؛ مادری که دیگه ندارمش

چهارمین ساله که توی این روز حس خوبی ندارم

پر میشم از بغض

پر میشم از غم

میپرسم اما جوابی ندارم براشون

چند بار به خاطر من شب نخوابیدی ؟

چند بار به خاطر من گریه کردی؟

چند بار به خاطر درست کردن غذا برای من دستای مهربونت سوخت؟

چند بار به خاطر من چشمای مهربونت پر از اشک شد؟

کاش میشد شمرد ... تا به اندازه اشون شرمنده شم که هیچ کاری هیچ وقت برات نکردم

17 روز از سال میگذره ... هیچ روزی نبوده که چهره ماهت جلو چشمم نباشه

رفتیم جنوب پیش داییها و خالهها ... چقدر جات خالی بود

چقدر نبودنت حس میشد ... شاید اگر بودی رنگ زندگی اطرافیان هم زیباتر بود

شاید اگر بودی با تدابیری که همیشه داشتی زندگی اطرافیان خیلی بهتر از الآن بود

چقــــــــــــــــــدر نبودنت آزار دهنده اس

مامانم روزت مبارک ... بدون توی قلبم هرگز هرگز کم رنگ نمیشی

برچسب: نویسنده: الینا حکیمی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:32

صفحه بندی